ملتی که ماهواره به فضا فرستاده، به توانمندی هسته‌ای و بر سلول‌های بنیادین تسلط پیدا کرده است. وقتی مدیریت امروز ما چنین ملتی را تحقیر می‌کند و همیشه نگاه به خارج دارد طبیعی است که گاهی سیر قهقرایی داشته باشیم.

مجتبی باجلان

 ۶۴ سال دارد و کمتر تار سیاهی در مو و محاسنش دیده می‌شود اما بطرز عجیبی پرانرژی و باانگیزه است و با شور و حرارت سخن می‌گوید. این روحیه را باید به حساب بسیجی بودنش گذاشت. طی چهار دهه گذشته عناوین بسیاری داشته و مناصب متعددی را تجربه کرده است؛ از دانش‌آموز تیزهوش دوران دبیرستان در دوره پهلوی که چند پایه را جهشی خواند و دیپلم گرفت تا تشکیل جهاد گیلان و ورود به سپاه، فرماندهی لشکر بدر و رفتن به بوسنی برای حمایت از مردم مظلوم این کشور در برابر نسل‌کشی صرب‌ها، مسئول حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، معاون آماد و پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح، تشکیل سازمان پدافند غیرعامل و اولین مسئول آن، ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، فرماندهی سازمان بسیج مستضعفین و امروز نیز در پست معاونت فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جمله مسئولیت‌ها و تجارب اوست. اما به نظر می‌رسد «بسیجی» بهترین صفت برای شناخت و توصیف اوست. علی‌رغم اصرار ما، سردار نقدی به سوالات شخصی ما پاسخ نداد و گفت دوست ندارد وقت خوانندگان روزنامه را با گفتن از خودش بگیرد. با توجه به روزهای ورود به پنجمین سال ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی سوالات بیشتر سمت و سوی اقتصادی پیدا کرد. آنچه می‌خوانید گفت‌و‌گوی اختصاصی کیهان با سردار محمدرضا نقدی است. سرویس سیاسی * سردار در ابتدای بحث به صورت کلی‌ اشاره به مفهوم اقتصاد مقاومتی و چرایی تدوین و ابلاغ آن از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در این برهه از تاریخ انقلاب اسلامی بفرمایید. -یکی از رسالت‌های اصلی انقلاب اسلامی تشکیل نظام اسلامی و پس از آن تشکیل دولت اسلامی بوده است. امروز نظام اسلامی بحمدالله مستقر است و ۳۹ سال هم ملت ما با همه توان خود آن را حفظ کردند و طبیعتا انتظار دارند که هرچه زودتر دولت اسلامی که وعده داده شده تشکیل شود. ما ۱۳۶۰ سال بعد از حکومت امیرالمومنین(ع) که دوره بسیار کوتاهی بود و فرصتی برای پرداختن به ایران که آن زمان بخشی از میدان حاکمیت آن حضرت بوده پیدا نکردند، فاصله حکومتی داشته‌ایم و تجربه‌ای حکومتی نداشتیم و همیشه در جبهه معارضه با حکومت‌های شاهی بوده‌ایم. فلذا یک تجربه انباشته حکومتی نداشته‌ایم که بخواهیم بر اساس آن بلافاصله پس از تشکیل نظام، دولت اسلامی را هم تشکیل دهیم. در این فاصله حکومتی می‌بایست به نسخه‌های به روز شده اسلامی در تشکیل حکومت دست پیدا می‌کردیم که طبیعتا در زیر سلطه شاهان میسر نبود. وقتی انقلاب پیروز شد حضرت امام(ره) حتی یک نیروی مهمی که تجربه حکومت‌داری در تراز بالا داشته باشد نداشت و نهایتا روسای جمهور ما نویسنده یا سخنران بودند یا به قول شهید رجایی کاسه بشقاب فروش و معلم. حتما باید انقلاب اسلامی صورت می‌گرفت تا در پرتو آن به آزادی فکر و اندیشه رسید و بر اساس مصلحت ملی خود بتوانیم قاعده‌های حکومت‌داری و دولت‌داری را استخراج کنیم و نسخه‌ای از آن تهیه کنیم که انقلاب اسلامی چنین فضایی به وجود آورد و در این مدت هم تلاش‌های بسیاری صورت گرفت و کارهای مهمی هم انجام شد، چه برای دسترسی به این نسخه و الگوی حکومت دینی و دولت اسلامی و چه در راستای کادرسازی. اما وقتی که نظام تشکیل می‌شود نمی‌توان آن را به حال خود رها کرد و به دنبال قاعده‌سازی برای دولت اسلامی رفت، باید کار استمرار پیدا می‌کرد و بالاخره این مسیر با «دولت‌های مشروع» و نه «دولت‌های اسلامی» در این مدت طی شده است و ما کارمان را پیش برده‌ایم. * دولت‌هایی که در این مدت روی کار آمدند، برای تحقق دولت اسلامی بسترسازی کردند؟ – متاسفانه یک مشکل جدی که در همه این مدت داشتیم این بود که این دولت‌ها هرچند اسلامی نبودند اما می‌بایستی هموار‌کننده مسیر تشکیل دولت اسلامی باشند اما بعضا در بین دولتمردان ما یک تفکرات نامتجانسی با انقلاب اسلامی بوده و هست که این مسیر را هموار نمی‌کند. دولت اسلامی دو ویژگی بسیار مهم دارد: ۱- بر اساس فقه و نظریه اسلامی و معیارهای دینی برنامه‌ریزی می‌کند.۲- به مردم خود و ظرفیت‌های بومی خود اعتماد و اتکا دارد و چشم به بیگانه ندارد. مشکل ما هم دقیقا از همین جا است. اگر ما دولتی داشتیم که بر اساس تفکر امام (ره) که فرمود «فقه، تئوری کامل اداره انسان از گهواره تا گور است» عمل می‌کرد و به مردم و ظرفیت‌های بومی و داخلی مدیریتی، فکری و معنوی ارزش قائل می‌شد طبیعتا مشکلات امروز‌ گریبان‌گیر کشور نبود. اقتصاد مقاومتی فرمولی است که همین مبانی را در دل خود دارد. به این معنا که اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی را در یک جمله خلاصه کنیم یعنی اقتصادی بر اساس این مبانی پایه‌ریزی کنیم. ما دفاع و امنیتمان را بر اساس این مبانی یعنی معیار دین و مردم پایه‌ریزی کردیم درخشیدیم، آن هم با کمترین هزینه و امکانات و توجهات دولتی، ما الان هزینه‌های دفاعی‌مان ۳ درصد از تولید ناخالص ملی است در حالی که تمام کشورهای منطقه بالای ۸ درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف مسائل دفاعی خود می‌کنند که هیچ کدامشان تهدیدهای ما را ندارند. ما چگونه در این دنیای پر از توطئه بر انواع تهدیدها و کودتاها فائق آمدیم؟ با اتکا بر همین مبانی و معیار و در هر عرصه‌ای هم که موفق شده‌ایم این دو معیار را رعایت کرده‌ایم. در موضوع اقتصاد هم اگر این دو معیار رعایت بشود همین اتفاق خواهد افتاد. یعنی همان طور که ما اکنون در دفاع و امنیت اول منطقه هستیم، در علم و فناوری اول منطقه و شانزدهم جهان هستیم، به خاطر اعتماد به ظرفیت داخلی و عدم چشم داشتن به بیگانگان بوده است. * در حوزه اقتصاد آیا ظرفیت‌های داخلی به میزانی هست که بتوانیم با اتکای آن بر مشکلات اقتصادی فائق بیاییم؟ – مشکل اقتصاد ما این است که این وجه از تفکر انقلاب اسلامی در آن رعایت نشده است. جالب اینجاست که ما یک چنین نگاهی را برای کشورهای دیگر توصیه و تجویز می‌کنیم در حالی که تنها جایی که همه زمینه‌ها و شرایط برای پیاده کردن این تفکر و نگاه فراهم است کشور خود ماست. یعنی اجرای تفکر اقتصاد مقاومتی با تاکید بر توجه به ظرفیت‌های درونی و ارزش دادن به تولید ملی و مستقل کردن اقتصاد از تکان‌های بین‌المللی یا فشار و تحریم و موارد دیگر به بهترین شکل در ایران میسر است. نیازهای یک اقتصاد پیشرو چیست؟ اول مواد اولیه، ایران اغلب مواد اولیه مهم و پرمصرف در دنیا را در داخل داراست. دوم انرژی، ایران رتبه اول انرژی فسیلی جهان است، انرژی خورشیدی و بادی هم فراوان دارد. سوم نیروی انسانی، ایران رتبه اول نیروی انسانی آموزش‌دیده اما استفاده نشده در جهان را دارد. چهارم سرمایه، هزار و ۴۰۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی موجود در کشور ماست که روزبه‌روز هم در حال افزایش است. پنجم بازار مصرف، بازار مصرفی ۴۰۰ میلیون نفری در همسایگی ایران موجود است و کمی آن‌طرف‌تر (شبه‌قاره هند) به ۲ میلیارد نفر بازار مصرفی در دسترس آنهم هم از مسیرهای زمینی هم خواهد رسید. ششم علم و فناوری، امروز تعداد کثیری از شرکت‌های دانش‌بنیان و هزاران هزار عنوان اختراعات ثبت‌شده اما به مرحله تولید نرسیده در کشور ما وجود دارد. جالب آنکه موارد ذکر شده همگی به صورت یکجا در کشور ما در دسترس است، تنها دو سه کشور دیگر از چنین ظرفیتی برخوردارند که همه پیش‌نیاز‌های یک اقتصاد پیشرو و پویا را به صورت یک‌جا داشته باشن%